|
|
......... برای آنانی که امروز...... .......در خانه خدایشان به شیطان سنگ میزنند.... نگاهها همه سنگ است قلبها همه سنگ است چه سنگ بارانی گیرم گریختی همه عمر ، کجا پناه می بری؟ خانه خدا هم سنگ است ! ......... ؟ ............ غنچه از خواب پرید... و گلی تازه به دنیا آمد.. خار خندید به گل گفت سلام... و جوابی نشنید..... خار رنجید ولی هیچ نگفت...... ساعتی چند گذشت..... گل چه زیبا شده بود....... دست بی رحمی آمد نزدیک..... گل سراسیمه ز وحشت افسرد... لیک آن خار در آن دست خلید..... و گل از مرگ رهید...... صبح فردا که رسید..... خار با شبنمی از خواب پرید.... گل صمیمانه به او گفت سلام.....
|
This Template designed by ParsTheme , Copyright © 2006 all rights reserved